ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

ماه عسل كوتاه

با شکل‌گیری جنبش‌های ضد استعماری در قرن بیستم، استعمارگران روش‌های جدیدی را برای نیل به اهداف‌شان در پیش گرفتند که به استعمار نوین معروفند. در این دوره، استعمارگران با قدرت نظامی و به ‌صورت مستقیم در کشور‌های مد نظرشان حضور پيدا نمي‌كنند بلكه با ابزارهاي فرهنگي، اقتصادي و رسانه‌اي حس احتياج و عطش شديد را در كشورهاي مورد نظر به وجود مي‌آورند تا آن‌ها خودشان خواهان خدمت به دولت‌های قدرتمند شوند.

در دهه‌های پایانی قرن بیستم و زمانی که این شکل نوین از استعمار به‌طور کامل در جهان رواج یافته بود، هویت سیاسی کشورها بر اساس وابستگی‌شان به یکی از بلوک‌هاي شرق یا غرب تعریف می‌شد. با ظهور انقلاب اسلامی در ایران شکل جدیدی از هویت سیاسی و فرهنگی در جهان مطرح شد. طبیعی بود این ساختارشکنی، حس دشمني هر دو قدرت جهانی را برانگیزد. آن‌چه باعث تشدید دشمنی‌ها با ایران اسلامی شد، فروپاشی شوروی و مقابله ایران با پدیده نظام تک قطبی جهانی به رهبری آمریکا بود. آمریکا که با از بین رفتن رقیب اصلی‌اش شوروی، خود را قدرت مطلق جهان می‌دید و در سودای حکمرانی در تمام کشورها و فرمانبرداری بی‌چون و چرا بر جهانیان بود، با کشوری روبه‌رو شده بود که به لحاظ فکری و سیاسی این حاکمیت جهانی را زیر سوال مي‌برد. خصوصا در منطقه مهم خاورمیانه که از لحاظ جغرافیایی، سیاسی و مذهبی پرچالش‌ترین منطقه جهان و از لحاظ منابع انرژی مهم‌ترین بخش کره زمین یا به اصطلاح هارت‌لند(hart land) بود.

انقلاب اسلامی با الهام از آموزه‌های الهی، قدرت طاغوتی جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا را به سخره گرفته بود و در مسیر مقابله با نقشه‌های شیطانی و اقدامات ظالمانه آن روز‌به‌‌روز توفیقات و پیروزی‌های بیش‌تری به‌دست می‌آورد.بر ‌این اساس، نظام استکبار جهانی از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز به انحاي مختلف به مقابله با حکومت اسلامی پرداخته و در هیچ مقطعی از دشمنی با ایران دست نکشیده است. این دشمنی‌ها و اقدامات خصمانه همواره با هدف تغییر ماهیت حکومت در جریان بوده و در حوزه‌های مختلف پیگیری می‌شود.

پس از ایستادگی درخشان رزمندگان اسلام در برابر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در جریان هشت سال دفاع مقدس، راهکار‌های نظامی برای مقابله با ایران به حاشیه رفت و عمده فعالیت آمریکا به سه حوزه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی معطوف شد.

در دهه اخیر موضوع انرژی هسته‌ای بهانه مناسبی برای آمریکا در راستای تشدید فشارها علیه نظام اسلامی بود. آن‌ها در ابتدا این مسئله را به ‌صورت یک بحران بین‌المللی مطرح کرده و به مرور آن را به حوزه اقتصاد کشاندند تا به خیال خود ایران را مجبور به قبول خواسته‌های خود کنند. در مقابل، مقاومت ایران و عدم پذیرش زورگویی‌های قدرت‌های غربی به شکل‌گیری تحریم‌های سیاسی و اقتصادی بسیار گسترده‌ای علیه ایران منجر شد. تحریم‌هایی که با هدف فلج کردن اقتصاد ایران و به زانو درآوردن نظام اسلامی انجام شد. به اذعان مسئولان آمریکایی اين‌ها گسترده‌ترین تحریم‌هایی بودند که در طول تاریخ علیه یک کشور اعمال مي‌شدند. با این همه، ایستادگی رهبر معظم انقلاب اسلامی و توده‌های مختلف مردم که بار اصلی فشار تحریم‌ها را تحمل می‌کردند به پیشرفت‌های خیره‌کننده تکنولوژی هسته‌ای ایران انجامید. پیشرفت‌هایی که هم نیاز‌های علمی و پزشکی امروز ما را تامین می‌کرد و هم خیال نسل‌های آینده را از دستیابی به یک منبع انرژی ارزان و پایدار آسوده می‌ساخت.

جبهه استکبار اما امیدش برای ضربه زدن به ایران، هم‌چون گذشته به افرادي بود که از مجاهده و مقابله با آمریکا خسته شده بودند و به بهانه‌های واهی در پی دست کشیدن از مواضع انقلابی و سازش با قدرت‌های طاغوتی بودند. از ابتدای شکل‌گیری اين بحران، عده‌ای از این گروه خواستار کوتاه آمدن از حقوق هسته‌ای و پذیرش خواسته‌های غربی‌ها بودند. غافل از این که منطق حاکم بر جهان، منطق قدرت است و کشورهایی که اهرم‌های قدرت خود را کنار بگذارند، زیر پای قدرت‌های بزرگ‌تر نابود می‌شوند. برخلاف آن‌چه غربی‌ها در دانشگاه‌های خود به دانشجویان کشور‌های جهان سومی تدریس می‌کنند و نیز برخلاف شعار‌های جذاب‌شان در دعوت از حکومت‌های مخالف خود به مذاکره و گفت‌و‌گو، کشور‌های غربی چیزی جز بهره‌کشی هرچه بیش‌تر از کشور‌های ضعیف در سر ندارند.حاکمان امروز جوامع غربی فرزندان خلف همان استعمارگران قرن 18 و 19 هستند که با توحش تمام به چپاول کشورهای ضعیف آفریقایی و آسیایی و آمریکایی می‌پرداختند. ساده‌لوحانه است اگر گمان کنیم آمریکایی‌ها در مذاکرات و معاملات با جوامع دیگر به چیزی جز کسب سود حداکثري خود می‌اندیشند. روشن است که در چنین دنیایی فقط مقاومت و اتکا به توانمندی‌های ملت‌هاست که می‌تواند حکومت‌ها را به کسب حقوق‌شان از قدرت‌های جهانی نايل سازد.

دشمنی آمریکا با ایران ناشی از تضاد بسیار زیاد منافع و عقاید است. آمریکایی‌ها در مذاکرات نمی‌خواهند اختلاف‌ها را کم کنند بلکه در پی قبولاندن نظرات خود به طرف مقابل هستند. تجربه‌های متعدد هم ثابت کرده حتی اگر در مقاطعی مجبور به پذیرش تعهداتی شوند پس از اندک زمانی بهانه‌جويي کرده و از زیر بار تعهدات شانه خالی می‌کنند. بنابراین نقض عهد و خروج آمریکا از برجام چیزی نیست که به شكل استثنايي از ترامپ سر زده باشد بلکه این الگوی همیشگی رفتار آمریکایی‌هاست.باید توجه داشت که مراحل مختلف یک طرح و برنامه عملیاتی آن، در مرکز تصمیم‌سازی و اتاق‌های فکر آمریکا تدوین و تعیین می‌شود. دولتمردان آمریکا تنها وظیفة اجرای این برنامه‌ها را به عهده دارند. بنابراین خروج آمریکا از برجام مسئله‌ای نیست که تنها نظر ترامپ و همکاران دولتی‌اش باشد بلکه این مرحله‌اي از یک طرح کلی است که در اتاق‌های فکری صهیونیستی آمریکا از قبل طراحی شده است.برنامه هر دو حزب آمریکا بازداشتن ایران از دستیابی به حقوق هسته‌ای‌اش است. علاوه بر این، عامل مهم دیگری که بیش‌تر از همه بر رفتار‌های آمریکا در مقابل ایران اثر‌گذار است، واکنش و رفتار ایران است. در این بیان، عملکرد سیاسی ایران عامل اصلی تعیین‌کننده در اجرای مراحل مختلف این برنامه به حساب می‌آید. به عبارت دیگر هرقدر ایران راحت‌تر عقب‌نشینی کند، آمریکا راحت‌تر پیش می‌آید.

در ابتدای شکل‌گیری ماجرای هسته‌ای، زمانی که ایران به هر دليل پیشنهاد غربی‌ها را پذیرفت و تمام فعالیت‌های هسته‌ای‌اش را تعلیق موقت كرد، غربی‌‌ها جسورتر شده و پیشنهاد تعطیلی همیشگی فعالیت‌های هسته‌ای را داده و حق ایران در دستیابی به انرژی هسته‌ای را به‌کلی منکر شدند. اما زمانی که ایران با قدرت به سمت کسب منافع هسته‌ای خود حرکت کرد و غنی‌سازی 5درصد  و سپس 20درصد را با موفقیت به ثبت رساند، غربی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به حقوق ايران در استفاده از تکنولوژی هسته‌ای اذعان کردند.مدتي بعد ودر تجربه برجام، زمانی که مسئولان توصیه‌های رهبر معظم انقلاب را نادیده گرفتند و به امید کسب رضایت غربی‌ها به تعطیلی و تخریب بخشی از دستاوردهای هسته‌ای پرداختند، آن‌ها با بهانه‌ای جدید به میدان آمده و بحث حضور منطقه‌ای ایران و مسائل حقوق بشری را مطرح كردند.

القصه، دوران لبخند‌های دیپلماتیک به مذاکره‌کنندگان ایرانی، مانند ماه عسلی کوتاه‌مدت، خیلی زود به سر آمد و دوباره بهانه‌گیری‌های غربی‌ها و ارعاب و تهدید و تهمت‌های آن‌ها از سر گرفته شد. در این بین باید از ترامپ ممنون باشیم که ماهیت خبیث آمریکا را برای عده‌اي خوش‌خیال علنی کرد تا شاید از این ‌پس نصایح حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب را باور كرده و آن را در برابر چشم خود قرار دهند.

نویسنده: مهدی طاهری

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد