ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

تشیع انگلیسی؛ امتداد اسلام آمریکایی

ايجاد تفرقه و ساخت فرقههاي مختلف مذهبي يکي از راهکارهاي قديمي انگليس براي نفوذ در جوامع اسلامي است که وهابيت و بهاييت از بارزترين اين فرقه ها به شمار مي آيند. البته دسيسه هاي جبهه استکبار به همين جا ختم نميشود. نفوذ در مجامع ديني و به انحراف کشاندن آنها از ديگر اقدامات ايشان است.

پيروزي انقلاب اسلامي و درخشش آن در دفاع مقدس موجب توجه جامعه جهاني به اسلام شد. در چنين وضعيتي بود که جبهه استکبار به فعال ساختن بيش از پيش جريانهاي بدلي و انحرافي پرداخت. ميدان دادن به نيروهاي افراطيِ سلفي و گرد آوردن آنان زير عنوان طالبان و القاعده و پس از آن داعش، حرکتي بود که با نيت بدنام کردن وجهة اسلام در سطح جهاني انجام شد. از سويي ديگر، پيروزيهاي جبهه مقاومت در برابر اسرائيل و آمريکا و نيز منطق عقلاني آن، منجر به اقبال بيش از پيش امت اسلامي به گفتمان انقلاب اسلامي و تشيع انقلابي شد. از اينرو جبهه استکبار به ايجاد جريان انحرافي، اينبار در ميان شيعيان پرداخت.

تحقق چنين هدفي نيازمندِ به خدمت گرفتن افراد متنفذي در ميان اهل تشيع بود. از اين رو دشمنان به سراغ مرجعيت رفتند. اين نخستينبار نبود که دشمنان در پي نفوذ ميان علماي شيعه بودند. اولين مرتبه اي که انگليس به فکر نفوذ عوامل خود در تشيع افتاد زماني بود که ميرزاي شيرازي به مقابله با قراردادهاي استعماري انگلستان پرداخت. از آن پس بود که علماي شيعه در موارد مختلف بر ضد اين قدرت استعمارگر فتواي جهاد و مقاومت صادر کردند. دولت بريتانيا و سرويس اطلاعاتي اين کشور از آن زمان به ارتباطگيري با بعضي از مراجع يا نمايندگان آنان مشغول شد و به بسترسازي براي پرورش طلبههايي که با سياستهاي آنان همراه باشند پرداخت. اين يکي از فنون اثرگذار و در عين حال کمهزينه استعمارگران است که از طريق ايجاد تفرقه ميان اقوام مختلف، آنان را به جان يکديگر انداخته و خود از اين تقابل منتفع شوند.

اما طنز تلخ ماجرا اينجاست که نفوذ استعمارگران به روحانيت شيعه در همان بيت ميرزاي شيرازي بزرگ به ثمر نشسته و نوادگان آن عالم بابصيرت، اينک به خدمت استعمار پير درآمدهاند.

 بر همين اساس، بعد از تبيين «اسلام آمريکايي» در برابر «اسلام ناب محمدي» توسط امام خميني(ره)، رهبر معظم انقلاب، عنوان «تشيع انگليسي» را به حوزه ادبيات مذهبي و سياسي وارد کردند. تشيعي که از اتاقهاي فکر در لندن و با حمايت سرويس اطلاعاتي اين کشور حمايت و ترويج ميشود تا محصول تفرقه و انحراف را در کشورهاي اسلامي برداشت کند. تشيعي که عدم داشتن بصيرت، مهمترين ويژگي آن است و رفتار مذهبي اش کاملا در راستاي منافع غرب است.

ماجراي مرجعيت خودخوانده در خاندان شيرازي

شيرازيها خود را از نوادگان ميرزاي شيرازي بزرگ ميدانند. ايشان چهار برادر هستند که به ترتيب محمد، حسن، صادق و مجتبي نام دارند.

فرزند ارشد اين خانواده يعني سيدمحمد شيرازي در زمان فوت پدرش، يک جوان 32 ساله بود که اعلام مرجعيت کرد. اين اقدام او با مخالفتهاي شديد آيتالله خويي و آيتالله حسينيشاهرودي و شيخ يوسف خراسانيحايري روبهرو شد. به همين دليل اين مراجع بزرگ شيعه همواره مورد اهانت جريان شيرازيها قرار دارند. به تدريج اما با فعاليتهاي تبليغاتي گسترده ميان اهالي کربلا و مهاجران پاکستاني و افغانستاني و نيز اقدامات تشکيلاتي سازماندهي شده، مرجعيت وي از طرف عدهاي پذيرفته شد. سيدمحمد شيرازي در ابتداي نهضت امام خميني با ايشان همراه بود، اما پس از پيروزي انقلاب با نظام اسلامي دچار زاويه شد. حتي در جريان دفاع مقدس، حکم به حرمت جنگ با عراقيها به دليل حرمت کشتن مسلمانان داد. او که داراي تاليفات متعدد فقهي و کلامي بود، سرانجام در سال80 در قم وفات کرد.

‏سيدحسن شيرازي برادر دوم، پس از راهاندازي مدرسه علميه زينبيه در دمشق، با همراهي ساواک و بخشي از جريانات مسيحي لبنان قصد برکناري امام موسي صدر از مجلس اعلاي شيعيان لبنان و تصاحب آن را داشت که موفق نشد. پس از اين واقعه، امام خميني پرداخت هر نوع سهم امام به سيدحسن شيرازي را حرام اعلام کردند. شهيد چمران در زمينه فعاليتهاي مخرب سيدحسن شيرازي گفته بود: «عدهاي از مسلمانان قشري و متعصب را به دور خود جمع ميکند و با جنگ تبليغاتي، شهداي ما را مسخره کرده، ميگويند شهيد نيستند زيرا فتوايي براي قتال از مرجع که لابد همان سيدحسن شيرازي است وجود ندارد.» عوامل حزب بعث عراق در سال 59 سيدحسن را به دليل فعاليتهايش ترور کردند.

سيدمجتبي شيرازي برادر کوچکتر اين خانواده، ساکن لندن است و مواضع بسيار تندي عليه مبحث وحدت اسلامي داشته و همواره بهطور علني خلفاي اهل سنت را لعن ميکند. داماد او ياسرالحبيب رئيس هيات خدامالمهدي و مدير و مجري شبکه ماهوارهاي فدک است که در غائله اخير اشغال سفارت ايران در لندن، رسما مسئوليت آن را بر عهده گرفت. او چند سال پيش کتابي درباره عايشه به چاپ رساند که موجب تهييج احساسات اهل سنت شد و کار تا جايي پيش رفت که يکي از علماي وهابي گفت: «شکر خدا بعد از حرفهايي که ياسرالحبيب زد بسياري از جوانان اهل سنت که تازه شيعه شده يا تمايل به شيعه شدن داشتند دوباره به مذهب حقه اهل سنت بازگشتند.» ياسرالحبيب که پيشتر ساکن کويت بود، در پي انتشار سخناني ضد عايشه به 15 سال زندان محکوم شد، اما تنها پس از گذشت سه ماه مشمول عفو قرار گرفت و پس از آن در انگليس صاحب تشکيلات رسانهاي شد.

‏سيدصادق شيرازي اکنون بزرگ اين خاندان است و پس از مرگ برادرش سيدمحمد، بنا بر بدعت موروثي بودن مرجعيت که شيرازيها از زمان فوت پدر خود بنا نهادند، خود را مرجع شيعيان ناميده. تفکرات و عملکرد او مصداق تام و تمام تشيع انگليسي است که در ادامه، ويژگيهاي آن به صورت اجمالي بررسي ميشود.

شاخصههاي تشيع انگليسي

مشخصه مهم تشيع انگليسي تفرقهافکني بين مسلمانان و برجستهسازي اختلافات ميان مذاهب اسلامي است. مثلا ايامي را که امام خميني هفته وحدت ناميده‌‌اند، اين گروه آن را دهه برائت ناميده و به دشنام گويي به مقدسات اهل سنت مشغول ميشوند. در سيره اين گروه، بعضي جشنها و سَب و لعن بزرگان اهل سنت جزو ارکان مذهب بوده و هيچ مصلحتي مانع انجام آنها نمي شود.

از شاخصههاي ديگر پيروان سيدصادق شيرازي، تاکيد بر عزاداري براي اهل بيت، البته به شکلي افراطي و عوامانه است. به عنوان نمونه وقتي که مراجع بزرگ شيعه قمه زني به صورت علني در عزاداريهاي سيدالشهدا(ع) را نهي کردند، اين دسته با تاکيد بر لزوم انجام آن، جلسات مفصل قمه زني به راه انداخته و تصاوير دلخراش آن را از طريق شبکههاي گسترده ماهوارهاي خود پخش کردند. نتيجه اوليهاي که با جستوجوي واژههايي چون «شيعه» يا «عاشورا» به زبان انگليسي در فضاي اينترنت به دست ميآيد، تصاوير مشمئزکنندهاي از افراد قمه به دست و خونآلودي است که جز انزجار حس ديگري را به مخاطب القا نميکنند. اينگونه تصاوير بهشدت موجب وهن تشيع شده، اما شيرازي ها به آن افتخار مي کنند. عزاداريهاي پيدرپي و دايمي و برگزاري دهههاي محسنيه، کاظميه و... نيز از ديگر مشخصههاي اين گروه است.

جهتدهي تمام مباحث اعتقادي و ديني در مواجهه با اهل سنت شاخصه ديگر تشيع انگليسي است. اين جريان با سوءاستفاده از احساسات مذهبي، تمام مسائل ديني را به سمت مخاصمه و مواجهه با اهل سنت سوق ميدهند و تنها از دريچه تنگ اختلافات شيعه و سني به مسائل ديني مينگرند. جريان شيرازيها در مناظرات و کتابهايشان مواضع مناسبتري دارند ولي متناسب با سياستهاي جبهه استکبار عمل ميکنند و چهرهاي زشت از تشيع در منظر مسلمانان ارايه مي کنند.

مخالفت با جمهوري اسلامي را بايد مهمترين کارويژة تشيع انگليسي دانست. اين فرقه در پي تضعيف جايگاه ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي در داخل ايران و مقابله با نفوذ گفتمان انقلاب اسلامي در سطح منطقه است. به عنوان مثال فرزند سيدصادق شيرازي اخيرا درباره ولايت فقيه گفته: «همه روزنامهها نقل کردند که مرز اختيارات ولايت فقيه در حد رسولالله است. اين يعني بقيه بندة من هستند.»

از سوي ديگر کمتر کسي وجود دارد که کوچکترين مخالفتي از سوي سيدصادق شيرازي با صهيونيسم شنيده باشد. تشيع انگليسي براي قدرتهاي طاغوتي آمريکا و اسرائيل هيچگونه خطري نداشته و تمام همّ خود را متوجه مسلمانان سني و حتي شيعيان حزباللهي کرده است. جالب است در عربستاني که شيعيان سختترين محدوديتها را تحمل ميکنند، فعاليت اين فرقه بهراحتي جريان دارد. آنها از درون به مقابله با تشيع انقلابي پرداخته و در بيرون از جامعه شيعه، به ايستادگي در برابر ساير مسلمانان جهان مشغول هستند. تشيع انگليسي چهره شيعه را به صورت وارونه نمايش داده و در واقع جريان موازي داعش در ميان شيعيان به شمار ميآيد.

شاخصه ديگر اين فرقه اين است که فقط به گريه بر امام حسين(ع) ميپردازند و هيچ نسبتي با جهاد و شهادت ندارند. پيروان صادق شيرازي به همراه تکفيريها، تنها جريان مسلماني محسوب ميشوند که عليه جبهه مقاومت و  سيدحسن نصرالله فعاليت ميکنند و او را با زشتترين الفاظ خطاب ميکنند. البته نصرالله تنها کسي نيست که مورد هجوم هتاکانه مقلدان شيرازي قرار گرفته. در گذشته هم اين جريان، بزرگان جهان تشيع را با بهانههاي مختلف مورد حملات گستاخانه قرار داده بود. آنها بهخاطر کينهاي که در جريان نفي مرجعيت سيدمحمد شيرازي اتفاق افتاد توهينهاي زيادي را به آيتالله خويي ابراز داشته و حتي سيادت ايشان را نيز نفي کردند. همچنين به آيتالله شاهرودي و آيتالله يوسف خراساني اتهام بيماري زدند. آنان به آيتالله سيدمحسن حکيم نيز به دليل مبارزه با بدعت عزاداري روي زغال آتشين حملات زيادي کردند. آيتالله بهجت هم به دليل مدارج بالاي عرفانياش بهشدت مورد هتاکي اين جريان قرار داشت. شهيد صدر در اينباره گفته بود: «شيرازيها به هيچ کس از بزرگان حوزه علميه نجف رحم نکردند و ما براي مقابله با فتنه سکوت کرديم و شکايت خود را نزد خداوند متعال ميبريم.»

بصيرت آخرالزماني شيعه

مقام معظم رهبري در سخناني روشنگرانه پيرامون اين گروه فرمودند: «شيعهانگليسي و سني آمريکايي مثل هم هستند. همه، دو لبة يک قيچي هستند. سعيشان اين است که مسلمانها را به جان هم بيندازند. به اين مسئله هم شيعه توجه کند، هم سني. بازي دشمن را نخورند. آن تسنني که آمريکا از آن حمايت کند و آن تشيعي که از مرکز لندن صادر شود، اينها مثل هم هستند. هر دو برادران شيطان هستند و هر دو عوامل آمريکا و غرب و استکبار هستند.»

تشيع انگليسي را بايد آزموني ديگر در راه آمادگي شيعه براي عصر ظهور دانست. پرواضح است افرادي که در مقابل حضرت صاحبالزمان ميايستند فقط داعشيها و صهيونيستها نيستند. طبعا افرادي در داخل سپاه حضرت خواهند بود که همچون جنگ صفين فريب مکاريهاي دشمن را خورده و خام مغالطه هاي شيطاني او شوند. چيزي که در اين ميان مهم است بصيرت جامعه شيعه در برابر فتنه هاي آخرالزمان است که آن هم به لطف پيروي از ولايت فقيه، انشاءالله محقق خواهد شد.

 

نویسنده: مهدی طاهری

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد