ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

مستندسازی امپراتور دروغ

 

 

زیرتیتر: بررسی مستندهای ساخته شده و یا حمایت شده از سوی بی‌بی‌سی با موضوع تاریخ معاصر ایران

 

26 دی روزی است که در تقویم جمهوری اسلامی به نام «روز فرار شاه» ثبت شده است. روزی که با وجود گذشت چند دهه از آن، دیدن تصاویر شادی مردم، حتی برای نسل‌های سوم، چهارم و پنجم نظام جمهوری اسلامی که روزهای انقلاب را به چشم ندیده‌اند شادی‌آور است.

اما برعکس این نگاه، نگاه افرادی است که از شادی دیروز و شادی امروز سخت عصبانی می‌شوند و تمام سعی خود را می‌کنند تا به مردم ایران بگویند رفتن شاه شادی نداشت، پیروزی انقلاب اسلامی هم خیلی پیروزی نبود و دلایل وقوع انقلاب هم مسائل اعتقادی و دینی نبود!

این که این افراد چه کسانی هستند و در چه قالبی این اکاذیب و شبهات را به ذهن مخاطب ایرانی القا می‌کنند، موضوعی است که در مطلب زیر به آن پاسخ داده شده است.

 

جادوی تصاویر آرشیوی

چند سالی است که کشور انگلستان دغدغه‌ای جدی پیدا کرده برای ثبت و بیان تاریخ معاصر ایران. برای همین، با بودجه مراکز دولتی، نهادهای حکومتی چون بی‌بی‌سی و شبکه‌های فارسی زبان مورد حمایت دولت انگلیس مانند «من و تو» شروع به ساخت مستندهای تاریخی «زندگی و زمانه رضاشاه»، «جشن‌های افتخارآمیز 2500 ساله»، «زندگی و داستان ملکه شدن فرح»، «انقلاب 57» و... کرده‌ است. مستندهایی که بارها و بارها از این شبکه‌های انگلیسی پخش شده.

شاید بتوان گفت مهم‌ترین و بارزترین ویژگی این مستندها، دارا بودن تصاویر آرشیوی غنی است. به دلیل این که سازندگان این مستندها به آرشیو فیلم‌های وزارت امورخارجه انگلستان دسترسی کامل داشته‌اند، بیننده با جادویی از تصاویر مربوط به ایران و ایرانیان یک قرن اخیر مواجه می‌شود. اتفاقی که در وهله اول باعث جذابیت بسیار بالای مستندها می‌شود. اما اگر هر بیننده منصفی بتواند خود را از سِحر آن تصاویر قدیمی نجات دهد، آن‌وقت با پدیده‌ای به نام «مستندسازی امپراتور دروغ» مواجه می‌شود. همان امپراتوری دروغی بی‌بی‌سی که دیگر حتی امروز، مردم خود کشور انگلستان هم آن را به عنوان یک رسانه دروغ‌گو می‌شناسند.

 

دروغ‌گو کم‌حافظه است

تا به امروز، برخی از این مستندها در برخی دانشگاه‌های داخلی با حضور کارشناسان تاریخ برای دانشجویان به نمایش درآمده و براساس سند و مدرک به شبهات، القائات و اکاذیب آن پاسخ داده شده است. اما اگر کسی نتوانسته به هر دلیلی در جلسات نقد این مستندها شرکت کند و یا اخبار آن را از رسانه‌ها دنبال کند، تنها می‌تواند با دقت در محتوا و توجه به ادعاها و تناقض‌گویی‌های سازندگان مستند به دروغ بودن ادعاها پی ببرد. به عنوان مثال در قسمت اول مستند «انقلاب 57» ادعا می‌شود که با اجرای اصلاحات ارضی، آبادانی فراوان در ایران به وجود آمد و با رونق اقتصاد و راه افتادن کارخانه‌ها رشد اقتصادی زیادی در کشور ایجاد و ایران به دروازه بزرگ تمدن وارد شد. در کنار این ادعاهای دروغ و پخش لاف‌های بی‌پشتوانه محمدرضا درباره ورود به دروازه‌های تمدن، سازندگان وقتی می‌خواهند برای بیننده توضیح دهند که چرا بعد از بالا رفتن قیمت نفت لازم بوده که میزان زیادی واردات داشته باشیم در دقیقه 17 قسمت سوم به شکل ناخواسته بیان می‌کنند که به دلیل کاهش تولیدات کشاورزی و دامی بعد از اجرای سیاست اصلاحات ارضی لازم بوده که نیازهای اولیه، حتی گندم و گوشت هم به میزان زیاد به کشور وارد شود و این یعنی اعتراف به این که اصلاحات ارضی سیاستی موفق و موجب پیشرفت کشور نبود بلکه باعث از بین رفتن استقلال اقتصادی ایران شد. وجود اعترافات فراوانی از این دست، هر صاحب خردی را به این نتیجه می‌رساند که دروغ‌گو کم‌حافظه است.

 

وقتی خاطره‌های‌شان را نوشتند

از آن‌جا که در طی سه دهه گذشته، رجال عمدتا خیانتکار پهلوی که در کشورهای غربی اعم از آمریکا و اروپا ساکنند، به نوشتن خاطرات خود اقدام کرده‌اند و این کتاب‌ها توسط انتشارات خصوصی در ایران خریداری، ترجمه و چاپ شده است، رجوع به آن‌ها می‌تواند بهترین مدرک برای اثبات ادعاهای دروغ سازندگان مستندها باشد.

به طور مثال در مستند «هرگز نخواب کوروش» و «انقلاب 57» ادعا می‌شود که سیاست‌های هوشمندانه محمدرضا پهلوی باعث شده بود قیمت نفت در بازارهای جهانی بالا برود و این بالا رفتن قیمت باعث رشد و توسعه بی‌نظیر در ایران شد. برای اثبات دروغ‌گویی بخش اول یعنی نقش ایران در بالا رفتن قیمت نفت کافی است به خاطرات «اسدالله علم» مراجعه شود. خاطراتی که چند سال پس از مرگ او توسط خانواده‌اش در فرانسه به چاپ رسیده است. او در صفحه 238 جلد هفت خاطراتش رسما اعتراف می‌کند که بالا رفتن قیمت نفت به جنگ اعراب و اسرائیل و نقش کشورهای عربی در قطع صادرات نفت مربوط بوده است. البته او در همان صفحه به خیانت رژیم پهلوی در حق مردم فلسطین برای افزایش صادرات نفت به کشور جعلی اسرائیل هم سخن گفته. اما در مورد ادعای این که سرازیر شدن پول نفت باعث آبادانی و توسعه ایران شده نیز کافی است به محل خرج آن پول‌ها از سوی حکومت توجه داشته باشیم.

رابرت. د.شولزینگر در کتاب دیپلماسی آمریکا در قرن بیستم می‌نویسد:

«ایالت متحده آمریکا در سال‌های 1950 تا 1971(1329 تا 1350) جنگ‌افزارهایی به ارزش 2/1 میلیارد دلار به ایران فروخته بود، اما در طول هفت سال بعد یعنی از 1971 تا 1987(1350 تا 1357) این رقم به 21 میلیارد دلار رسید. رژیم شاه 25 درصد بودجه کل کشور را صرف بلند بالاترین لیست خریداری جنگ‌ابزار در جهان کرد.»

در مورد این ادعا نیز در مستند انقلاب 57 اعترافات شگفت‌انگیزی وجود دارد. مثلا دادن وام هفتصد میلیون دلاری به صندوق بین‌المللی پول و وام 350 میلیون دلاری به بانک جهانی توسعه و یا خرید سهام شرکتِ در حال سقوط پان‌آمریکن در دقیقه 9 و 10 مستند. اما خاطرات رجال پهلوی هم موید این ماجراست که درباریان علاوه بر دزدی‌های گسترده پول و ثروت مردم، نه برای آبادانی کشور که برای خودنمایی در سطح بین‌الملل، بیت‌المال را حیف و میل کرده‌اند. مثلا پرویز راجی آخرین سفیر شاه در لندن در کتاب خاطراتش که در انگلستان چاپ شده می‌نویسد:

«روز 12 ژوئن برابر با سوم تیر 1355 همراه والاحضرت اشرف عازم آکسفورد شدم. در آن‌جا بنا بود ساختمان جدیدالاحداث کتابخانه دانشکده «وادهام» که به هزینه شخصی والاحضرت بنا می‌شد، مورد بازدید قرار گیرد. موقع ورود به دانشکده بر اثر حضور عده کثیری از افراد تظاهرکننده، مواجه با مشکل شدیم. عده‌ای حدود صد نفر که بعضی‌ها هم نقاب به صورت داشتند، با حالتی خشمگین، زشت‌ترین دشنام‌ها را فریاد می‌زدند و اتومبیل حامل والاحضرت اشرف و مرا با تخم مرغ هدف قرار می‌دادند.»

و همه این‌ها یعنی اضافه درآمد پول فروش نفت یا در جیب درباریان رفته یا به فرموده اربابان غربی، خرج خرید سلاح از آمریکا یا وام دادن به نهادهای بین‌المللی شده است. این وسط، مردم و به ویژه طبقات مستضعف و محروم هیچ سودی از بالا رفتن قیمت نفت نبرده‌اند.

 

درمانگاه که هیچ! نه دکتر داریم، نه دواخانه

گرچه مخاطب مستندهای انگلیس‌ساز با ادعاهایی برای عمران و آبادانی ایران توسط خاندان پهلوی همراه با تصاویر افتتاح بیمارستان‌ها، مدارس و... مواجه می‌شود، اما این لایه ظاهری با مراجعه به واقعیت تاریخی، به حقیقت تلخ شکاف طبقاتی و ویرانی ایران دوره پهلوی می‌رسد. مثلا در مستند «من و ملکه»، فرح ادعا می‌کند که با نقش‌آفرینی او، توسعه شبکه بهداری و درمانی در کشور با افتتاح بیمارستان‌های متعدد در سرتاسر ایران اتفاق افتاده است. برای اثبات دروغ بودن این ادعاها کافی است به خاطرات تعدادی از رجال پهلوی که کتاب خاطرات‌شان در آمریکا منتشر شده مراجعه کنیم. سرتیپ محمد آیرملو از سران ارشد ساواک در دهه 40 شمسی در کتاب خاطراتش عنوان می‌کند:

«در سال 1355 برای انجام کاری به ایران رفتم و در خانه‌ای که در نزدیکی نوشهر داشتم منزل کردم. روزی بر اثر آتش گرفتن انبار چوب پایم سوخت... جاده به‌خاطر سفر شهبانو به کاخ چالوس بسته شده بود. با توجه به این که جاده‌ای که از نوشهر به چالوس می‌رود، یگانه جاده‌ای است که شهرهای مازنداران را به گیلان و رشت و قزوین متصل می‌کند و جاده تهران-بابل[هراز] نیز به این جاده متصل می‌گردد، به‌خوبی آشکار است که بستن این راه منحصر به فرد چه اختلالی در عبور و مرور میان شهرها فراهم می‌کند و چه نارضایتی‌ها به بار می‌آورد. پس از چند ساعت بالاخره راه باز شد و من به نوشهر رسیدم و سراغ یک درمانگاه را گرفتم. گفتند «درمانگاه که هیچ، این‌جا نه دکتر داریم و نه دواخانه. شما باید به چالوس بروید.» به چالوس رفتم و سراغ بیمارستان را گرفتم. گفتند این‌جا بیمارستان ندارد، یک درمانگاه کوچک دارد باید به آن‌جا بروید. به آن‌جا رفتم و پایم را به دکتر نشان دادم. گفت: متاسفم! این‌جا فقط یک درمانگاه کوچک است برای بیماران سرپایی. ما وسایل معالجه سوختگی نداریم و شما باید به تهران بروید.»

 

جشنی که جهان آن را تحویل نگرفت

از آن‌جایی‌که یکی از اعتراضات وسیع مردم و مبارزان مسلمان در چند سال منتهی به سقوط رژیم پهلوی برگزاری جشن‌های پرخرج و بی‌ثمر 2500 ساله و جشن‌های هنر شیراز به همت فرح و هم‌پالگی‌هایش بود، دولت انگلستان خودش را موظف دانسته که حتما مستندی درباره این موضوع ساخته شود.

گرچه در این مستند هم جادوی تصاویر آرشیوی حرف اول را می‌زند، اما در کنار دروغ‌گویی‌های متعدد، دو ادعای عجیب تهیه‌کنندگان آن درباره «هزینه برگزاری این جشن‌ها» و «ارتقای شأن ایران در سطح بین‌الملل به‌خاطر برگزاری جشن‌های 2500 ساله» از همه اکاذیب مستند، شگفت‌آورتر است.

 

 

اما واقعیت ماجرا...

عبدالرضا انصاری که مسئول مستقیم برگزاری این مراسم بود در مستند ادعا می‌کند که هزینه جشن، تنها 22 میلیون دلار معادل دویست میلیون تومان بوده است. این ادعا این‌قدر عجیب است که با یک حساب سرانگشتی و با احتساب جاده‌سازی، زیرساخت‌ها، واردات عجیب و غریب هم‌چون واردات 50 آپارتمان پیش ساخته حدود صد متری، هزینه لباس‌ها، واردات غذا و خوراکی‌ها از بهترین رستوران‌های پاریس و رم و... که خود انصاری در مستند به آن‌ها اشاره می‌کند، قطعا نمی‌تواند باورپذیر باشد.

فقط به عنوان نمونه، هم در خاطرات علم و هم در خاطرات امیرارسلان افشار از مسئولان برگزاری جشن عنوان شده که به غیر از بودجه‌ای که اتاق بازرگانی، وزارت برنامه و بودجه و... برای جشن‌ اختصاص دادند، در یک فقره منوچهر اقبال رئیس وقت شرکت نفت به دستور دربار یک میلیون دلار از پول نفت کشور را به برگزاری این جشن اختصاص داده است.

جالب است که شوکراس نویسنده کتاب «آخرین سفر شاه» هزینه برگزاری جشن‌ها را سیصد میلیون دلار عنوان کرده است.

امام خمینی(ره) پیش از برگزاری این جشن، در تاریخ اول تیر 1350 آن را محکوم کرده و فرمودند «بازار ایران را دارند الان چپاول مى‏‌کنند که یک مقدارى‏‌اش را خرج این جشن مفتضحانه بکنند، باقى‌‏اش را هم خودشان مصرف کنند یا مامورین مصرف کنند. سرمایه‏‌هاى مردم و مسلمین بیچاره را صرف این مى‏‌‌کنند و از بودجه خودِ مملکت چقدرها، چقدر میلیون‌ها، ده‌ها میلیون خرج یک همچو ملعبه‏‌اى، یک همچو مضحکه‏‌اى مى‏‌کنند. براى چه؟ براى هواى نفس. همین که گفته بشود که ما آنیم که جشن گرفتیم.»(صحیفه امام، ج2، ص364)

 

اما درباره ادعای دوم

در این مستند، انصاری، شفا و فرح دستاورد بزرگ برگزاری این جشن‌ها را این مسئله می‌دانند که جشن‌های 2500 ساله باعث شده ایران اعتبار جهانی خود را در سطح بین‌الملل افزایش دهد. در صورتی‌که اتفاقا برعکس این ‌که شاه تصور می‌کرد با دعوت از سران کشورهای دنیا می‌تواند حمایت‌های خارجی خود را ارتقا دهد، در جلب نظر سران کشورهای مختلف دنیا بسیار ناکام ماند. تنها مقام مهم اروپایی شرکت‌کننده در آن مراسم کذایی مارشال تیتو رئیس‌جمهور یوگسلاوی بود. عدم شرکت رئیس‌جمهورهای کشورهای آمریکا، فرانسه، آلمان و... موجب عصبانیت شاه و انعکاس آن در مطبوعات خارج از کشور شد. حتی «اوتانت» دبيركل وقت سازمان ملل، دعوت شاه براي شركت در اين جشن‌ها را نپذيرفت.دیگر این ‌که با چاپ مقالات زیادی در نقد و محکومیت برگزاری این جشن در روزنامه‌های غربی و حتی روزنامه‌های کشورهای کمونیستی، شاه و سیاست خارجی‌اش رسما با یک رسوایی بزرگ در عرصه جهانی مواجه شدند.

البته جالب است که از میان صحبت‌های راویان مستند «هرگز نخواب کوروش» تناقضات زیادی دیده می‌شود که رسواکننده سازندگان مستند است. مثلا اشاره انصاری به نداشتن آب سالم در بعضی شهرها و انبوهی از روستاهای کشور در دقیقه چهار مستند، اشاره به صنعت مونتاژ به جای تولید در دقیقه 50، نبود امکانات و رونق اقتصادی در زمان نزدیک به برگزاری جشن در شیراز در دقیقه 15 و... از جمله این اعتراف‌هاست.

 

همه بودند جز امام و مذهبیون!

یکی از نکات جالب در مستند پنج قسمتی انقلاب 57 این است که سازندگان مستند تمام تلاش خود را کرده‌اند که بگویند اعتراض‌ها همیشه از طرف کمونیست‌ها و اعضای جبهه ملی بوده و در روند انقلاب، امام(ره) و مذهبیون نقش مهمی نداشته‌اند بلکه با اوج‌گیری اعتراضات، انقلاب را مصادره کرده‌اند. خوب است بهترین اعتراف درباره دروغ‌گویی‌های مستندسازان مزدور انگلیس در موضوع وقوع انقلاب اسلامی به رهبری امام عزیز(ره) و همراهی یکپارچه مردم ایران با آرمان‌های ایشان را از زبان آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در ایران دوره پهلوی در کتاب خاطراتش بخوانیم:

«وقتی نبرد نهایی درگرفت معلوم شد که اثر ضربه انقلابِ پهلوی به جامعه ایرانی آن‌قدر سطحی بوده است که حتی توده‌های شهری هم ترجیح دادند به جای حمایت از مردی که می‌کوشید آن‌ها را به چیزی که نبودند بدل کند، به رهبران سنتی و مذهبی خود روی آورند.»

 

چرا مستند تاریخی می‌سازند؟

با وجود این همه دلایل آشکار مبنی بر دروغین بودن مستندهای تاریخی انگلیسی‌ساز، واقعا چرا دولت انگلستان اصرار دارد برای مردم ایران مستندهایی با موضوع تاریخ معاصر با تمرکز بر دوره پهلوی و انقلاب اسلامی بسازد؟

پاسخ این پرسش را باید در طول سال‌های طولانی نفوذ و سلطه سیاسی استعمارگران بر ایران دوره قاجار و سپس پهلوی اول جست‌وجو کرد. در واقع، ریشه این تاریخ‌سازی به اوایل دوره قاجار برمی‌گردد که مستخدمان وزارت امورخارجه انگلستان یعنی همان جاسوسان و مستشاران نظامی این کشور در ایران، شروع به نوشتن کتاب درباره تاریخ ما کردند. مانند کتاب «تاریخ کامل ایران» نوشته سرجان ملکم، یا کتاب «تاریخ ایران» نوشته سرپرسی کاکس و یا مقالات ویلیام اوزلی در کتاب «مجموعه‌های شرقی» با موضوع تاریخ ایران و به‌ویژه دوره صفویه و کتاب‌هایی برای از خود بیگانگی ایرانیان و جدا کردن آن‌ها از مذهب با هدف زمینه‌چینی برای روی کار آوردن عنصر وابسته و جنایتکاری چون رضاشاه. پس برای برگشت به دوران طلایی سلطه و از همه مهم‌تر، بدبین کردن مردم به نظام جمهوری اسلامی، دولت انگلستان لازم می‌بیند که با ساخت مستندهای تاریخی و ترویج فرهنگ ابتذال، هویت دینی و ملی ایرانیان را از بین ببرد.

 

مردم، هم می‌خوانند و هم می‌دانند

شاید بتوان ادعا کرد که سازندگان مستندهای تاریخی انگلیس‌ساز بیش‌ترین سرمایه‌گذاری برای باورپذیری دروغ‌های‌شان را روی کم‌ مطالعه بودن مردم ایران کرده‌اند. اما واقعا این‌طور است که مردم ایران کم مطالعه هستند؟ این صورت مسئله درست نیست چون تجدید چاپ‌های متعدد خاطرات رجال پهلوی به علاوه، فروش بالای نسخه‌های کتاب خاطرات مبارزانی چون عزت‌شاهی، احمد احمد، خانم دباغ و... نشان از این مسئله دارد که سطح مطالعه مردم با موضوع انقلاب اسلامی و تاریخ دوران پهلوی پایین نیست.

دوم این ‌که به دلیل دیده شدن مستندهای بسیار خوش‌ساخت و صادقانه‌ای چون «خان گزیده‌ها»ی شهید آوینی، «روح‌الله» واحد مرکزی خبر و یا آمار بالای بیننده سریالی چون «معمای شاه» مشخص است که اطلاعات عموم مردم ایران از مسائل انقلاب اسلامی و وضعیت ایران قبل از انقلاب، اصلا کم نیست. به همین دلیل، این نوع مستندسازی‌های دولت خبیث انگلیس برای مردم ایران، نتایج مورد توجه آن‌ها را تامین نکرده و جریان مورد نظرشان را در کشور به وجود نیاورده است.

نویسنده: انوشه میرمرعشی

منابع

1- آیروملو، محمد، یادواره‌های یک بچه قزاق(خاطرات سرتیپ محمد آیروملو [از مسئولان ساواک]، با مقدمه و ویرایش و توضیحات خسرو معتضد)، نشر البرز، چاپ اول، 1388.

2- پارسونز، سولیوان و دیگران، خاطرات دو سفیر(اسراری از سقوط شاه و نقش پنهان آمریکا و انگلیس در ایران)، ترجمه: محمود طلوعی، نشر علم، چاپ چهارم، 1384.

4- د.شولزینگر، رابرت، دیپلماسی آمریکا در قرن بیستم، ترجمه: محمد رفیعی‌مهرآبادی، نشر دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، چاپ دوم، 1385.

3-راجی، پرویز، خدمتگرار تخت طاووس(خاطرات پرویز راجی آخرین سفیر شاه در لندن)، ترجمه: ح. ا. مهران، انتشارات اطلاعات، چاپ چهاردهم 1387.

5-علم، اسدالله، یادداشت‌های علم، جلد هفتم، انتشارات کتابسرا، چاپ اول، 1393.

 6-مرکز بررسی اسناد تاریخی، بزم اهریمن(برگزاری جشن‌های 2500 ساله به روایت اسناد ساواک و دربار)، جلد اول و دوم، چاپ اول، 1377. 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد