ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

افسانه شُوآ در میانمار

وقتی که تصاویر نسل‌سوزی مسلمانان مظلوم میانمار را دیدم ناخودآگاه یاد دورانی افتادم که افسانه «شُوآ» یا همان «هلوکاست» را بررسی می‌کردم.آن زمان کتابی می‌خواندم با نام «اتاق‌های گاز در جنگ دوم جهانی، واقعیت یا افسانه؟» نوشته روبر فوریسون پژوهشگر، تاریخ‌دان و استاد سابق دانشگاه‌های سوربن و لیون فرانسه.

فوریسون در این کتاب از مهم‌ترین دغدغه زندگی‌اش یعنی روشنگری درباره افسانه هلوکاست می‌گوید.از اعتقاد 15ساله‌اش به هلوکاست تا تحقیق و پژوهش درباره آن و برملا شدن راز این تاریخ‌سازی بی‌ریشه.از سال‌هایی که هولوکاست را مانند آفتاب نیمروز باور داشته تا روزهایی که به دلیل افشا کردن این دروغ تاریخی شغل، دارایی، سلامتی و حتی خانواده‌اش را از دست داده.فوریسون به دفعات از اردوگاه‌های «آشُویتس» و «بیرکِناو» در لهستان بازدید کرده. در مرکز اطلاع‌رسانی معاصرِ یهود در پاریس آرشیوها، دست‌نویس‌ها، عکس‌ها، شهادت‌‌نامه‌های کتبی و هزاران سند دیگر را مطالعه کرده. او فقط به دنبال یک بازمانده از بازماندگان جنگ بود که به چشم خود اتاق‌های گاز را دیده باشد. حتی به یک مدرک راضی بود، اما هیچ مدرکی دال بر حقانیت مدعیان این افسانه پیدا نکرد.

براساس کتاب پروتکل دانشوران صهیون(برنامه عملی صهیونیست جهانی) نوشته عجاج نویهض، صهیونیست‌ها قریب به 70 سال است که با ادعای کشته شدن شش میلیون یهودی در کوره‌های آدم‌سوزی نازی‌ها، فلسطین را به خاک و خون کشیده‌اند و هربار که اعتراض جهانی را علیه خود می‌بینند به بهانه خون‌خواهی، پشت این دروغ بزرگ تاریخی مخفی می‌شوند.جالب این‌ که در بحبوحه جنگ دوم جهانی کل جمعیت یهود به شش میلیون نفر نمی‌رسید و بسیار کم‌تر بود.

قصد این مطلب، واکاوی صفحات بی‌هویت تاریخ نیست چرا که تاریخ پر است از وقایع غیرواقعی و‌ بی‌سندی که  کارناوال‌های بسیاری برای آن‌ها راه‌اندازی می‌شود و هرکدام‌شان نیز مضحکانه، گوشه‌ای از تقویم را به نام خود ثبت کرده‌اند.

امروز واقعیت میانمار اما برخلاف افسانۀ شوآ لبریز شده است از اسناد بی‌شماری که گواه است بر یک هلوکاست واقعی در ابعادی به مراتب بزرگ‌تر از آن افسانۀ بی‌ریشه.مسلمانی‌شان را نادیده می‌گیریم که مسلمان‌جماعت قرن‌هاست شغلش کشته شدن و سرکوب و مظلوم واقع شدن است،اما تکلیف انسانیت چه می‌شود؟!انسانیتی که در این روزگار جز لقلقه زبان چیزی از آن نمانده؟

حرف این است که هرکدام از ما می‌توانیم یک نیمچه روبر فوریسون باشیم، تنها اگر ذره‌‌ای انسانیت در وجودمان باقی مانده باشد.در مقام مقایسه اگر برآییم، جامعه مسلمان به کرّات ثابت کرده که بسیار جسورتر از فوریسون و فوریسون‌هایی‌ست که اگرچه مسلمان نبودند، اما مرام حق‌طلبی‌شان کاری کرد که قدمی هرچند خُرد از مرتبۀ حق پایین نیایند.

نویسنده: رسول طارانی

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد