ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

آنان که از تاریخ عبرت نمی‌گیرند (به مناسبت 12 بهمن)

عوامل مهمی که منجر به سقوط حکومت 2500 ساله سلطنتی در ایران شد که برای حاکمان دیگر کشورها درس عبرت بزرگی است:

1- غافل بودن از یاد خدا و خشم و عذاب او.

2- عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم و ذلت‌بار حاکمان ستمگر تاریخ.

3- استمرار در حکومت تحمیلی سلطنتی بدون توجه به رای و نظر ملت.

4- ظلم و بی‌عدالتی توأم با فساد و بی‌بندوباری.

5- وابسته بودن به بیگانه، از سوی دیگر غرق در رفاه و خوشگذرانی بودن، توأم با سفرهای تفریحی داخلی و خارجی بسیار پرهزینه در طول سال، به فرض این که شاه قصد خدمت کردن هم داشت. با مشغولیت‌های آن‌چنانی، فرصت تصمیم‌گیری، نظارت و رسیدگی به امور اجرایی کشور را نداشت. البته ناگفته نماند در حکومت های دیکتاتوری هم برای پیش برد اهدافشان دستاورد های خوبی هم دارند.

.......................................................................................................................................................................................................................

6- به سخره گرفتن دین مبین اسلام و سوءاستفاده از اعتقادات جامعه. به عنوان نمونه شرکت در مجالس امام حسین(ع) و رفتن به زیارت امام رضا(ع) و بعد از آن مشغول عیش و نوش شدن. نمونه دیگر، تغییر تاریخ اسلام به تاریخ شاهنشاهی. لازم به یادآوری است که بدترین خیانت به اسلام و جامعه اسلامی سوءاستفاده از مقدسات و اعتقادات دینی جامعه است. کاری که از دست دشمنان اسلام ساخته نیست.

7- توجه خاص به افسران ارشد، به‌ویژه سران ارتش. از طرفی، نادیده گرفتنِ بدنه ارتش که افسران جزء، درجه‌داران و سربازان را شامل می‌شود. شاه تصور می‌کرد اگر سران ارتش را برای خود داشته باشد، همه چیز بر وفق مرادش خواهد بود. او زمانی به اشتباه خود پی برد که کار از کار گذشته بود.

8- اعتماد واهی شاه به آمریکا و حامیان دیگرش. شاه باید از تاریخ عبرت می‌گرفت که استکبار، با خوی درندگی و منفعت‌طلبی که دارد، تعهد و وفاداری برایش معنا ندارد.

9- بی‌توجهی به خواسته‌های برحق و نارضایتی‌های جامعه حتی پرسنل حکومتی.

10- باز گذاشتن دست بسیاری از کارگزاران، خصوصا خانواده سلطنتی، درباریان، سران ارتش و ساواک در سوءاستفاده از بیت‌‌المال.

11- عدم شایسته‌سالاری و میدان دادن به آدم‌های متملق و بی‌هنر.

12- هزینه‌های غیرضروری و بی‌مورد به مناسبت‌های مختلف که برخلاف رضای خدا و منافع ملی بود. هم‌چون جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی، جشن تولدها و...

13- عدم استفاده مناسب و بهینه از منابع و ذخایر سرشار خدادادی در جهت پیشرفت کشور و رفاه ملت.

14- عدم انتقاد‌پذیری و یا توجیهات بی‌اساس و از طرفی ایجاد دردسر برای انتقادکننده.

15- محدودیت بیان و قلم توأم با ایجاد خفقان.

16- ترویج فرهنگ ریاکاری، چابلوسی، شخص‌پرستی و شعارهای بی‌پایه و اساس مانند جاوید‌شاه، خدایگان، آریامهر، جان‌نثار و...

17- عدم پاسخگویی به مطالبات بحق مردم

18- ضعف نظارتی در اداره امور اجرایی کشور.

19- عدم استفاده مناسب از وجود انسان‌های شایسته و دلسوز برای خدمت به کشور و ملت در امر مشاوره.

20- اجابت دعای مظلومانِ دلسوخته و مخلص در نزد خدا.

 

عوامل مهمی که باعث پیروزی انقلاب اسلامی ایران شد:

1- لطف و عنایت الهی به‌طور معجزه‌آسا که هم‌چون خورشید در پیروزی انقلاب می‌درخشد. کم‌تر کسی از نظر علمی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و... تصور می‌کرد رژیم 2500 ساله سلطنتی به آن آسانی و با کم‌ترین درگیری و شهید سقوط کند.

2- پایبندی و تعهد راسخ ملت ایران به اسلام ناب‌محمدی و اصل عزتمندی در آن.

3- نقش کارساز رهبری امام(ره) در پیروزی انقلاب که برای دوست و دشمن عیان است.

4- نقش برجسته پیوستن ارتشیان به نهضت امام(ره) و ملت. ما می‌بینیم که مردم عراق در دوران رژیم دیکتاتوری بعثی، سال‌ها علیه حکومت‌شان مبارزه کردند و به‌مراتب بیش‌تر از ملت ایران شهید دادند، اما چون ارتش عراق هم‌چون ارتش ایران به ملت نپیوست، انقلابی صورت نگرفت. بسیاری از مردم کشورها با این مشکل مواجه بوده و هستندوهمین ارتش پس ازپیروزی انقلاب اسلامی تاکنون قریب به50هزار شهید تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی ومیهن نموده است.

5- پیشرفت علم و آگاهی و تکنولوژی. شاه و ایادی‌اش این مسئله مهم را نادیده گرفته بودند و یا از آن غافل بودند. آن‌ها تصور می‌کردند ملت و ارتشیان سال 57 از نظر علم و آگاهی همان مردم و ارتش 28 مرداد سال 32 و 15خرداد سال 42 هستند. این که امام(ره) در سال 42 فرمودند: «یاران من در گهواره‌اند» پیشرفت علم و آگا‌هی جامعه را در نظر گرفته بودند. ایشان غیب‌گو نبودند بلکه انسانی بابصیرت و دوراندیش بودند و به‌خوبی می‌دانستند که مردم در آینده به ظلم و جنایت‌های رژیم پی خواهند برد و قیام خواهند کرد. از طرفی، چون امام به اعتقادات دینی ملت اعتماد داشتند، به انقلاب در ایران امیدوار بودند. در نهضت سال 42 به خاطر ضعف رسانه  وارتباطات جمعی، اکثر مردم از قیام 15خرداد بی‌اطلاع ماندند. در آن زمان، تلویزیون نبود و کم‌تر کسی دسترسی به رادیو و تلفن داشت، اما در سال 57 مردم از طرق مختلف از پیام‌های امام باخبر می‌شدند و علیه شاه موضع‌گیری می‌کردند. این‌ها نتیجه پیشرفت علم و آگاهی و تکنولوژی بود. در حال حاضر نیز با وجود ماهواره، اینترنت و... نمی‌شود جامعه را با جامعه سال 57 مقایسه کرد. وجود ارتباطات پشرفته باعث شده بسیاری از دروغ‌ها، فریب‌ها و پنهان‌کاری‌ها افشا و برملا شود. در این شرایط، باید به زبان مردم با آن‌ها حرف زد و به پیشنهادهای بحق و منطقی آنان توجه کرد. باید هم‌چون دوران دفاع مقدس به جوانان متعهد و شایسته اعتماد کرد و میدان داد. هم‌چنین تجارب ارزشمند گذشته را به آنان انتقال داده و در مسئولیت‌های کلیدی کشور قرارشان داد. امروز برای حاکمان دو راه بیش‌تر باقی نمانده. یا باید با مردم‌شان صادق باشند و یا با زور سرنیزه، راه دیکتاتوری پیش گیرند. راه سوم یعنی در بی‌خبری نگه‌داشتن که قبلا وجود داشت، اکنون امکان ندارد.

6- موضوع دیگر که لازم می‌دانم به آن بپردازم این است که در بحبوحه پیروزی انقلاب، درشرایطی که حکومت نظامی در تهران برقرار بود، امام(ره) به مردم فرمودند: «به حکومت نظامی توجه نکنید و به خیابان‌ها بروید.» در آن‌موقع بعضی‌ها تصور کردند امام با امام زمان(عج) دقایقی خلوت کرده و بر همان اساس به مردم گفته‌اند وارد خیابان‌ها شوید. هرچند ما شیعیان اعتقاد راسخ به امداد غیبی و حمایت امام زمان(عج) البته به اذن خداوند داریم، اما این‌گونه مباحث جز زیر سوال بردن درایت، تفکر، بصیرت و دوراندیشی امام خمینی نتیجه دیگری ندارد. ایشان به‌خوبی می‌دانستند ارتشیان سال 57 از نظر آگاهی با ارتشیان 15 خرداد سال 42 تفاوت‌های زیادی دارند. در سال 42 کم‌تر کسی از ارتش به نهضت امام پیوست، اما در سال 57 ارتشیان به‌خصوص پرسنل نیروی‌هوایی گروه‌گروه به ملت پیوستند و عملا با امام پیمان بستند. امام به‌خوبی اطلاع داشتند که اگر مردم وارد خیابان‌ها شوند، رژیم کاری از پیش نخواهد برد. به خواست خدا، عملا هم همین‌ شد. بعد از پیروزی انقلاب هم بسیاری آگاهانه و ناآگاهانه، خصوصا سازمان منافقین، از ارتش دست‌بردار نبودند و مرتبا شعار انحلال ارتش را سر می‌دادند. در آن حال، امام و کسانی چون شهید چمران بودند که توطئه‌ها را علیه ارتش خنثی کردند.

 

نویسنده: سیدعلی‌اکبر مصطفوی از نظامیان و مبارزان قبل از انقلاب و آزاده ممتاز با سابقه ده سال اسارت

 
 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد