ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

بریرهای زمانه (فکر کنید در زمان امـام حسیـن(ع) هستید)

زندگی‌نامه 
 
سیفعلی در سن هفت سالگی به دبستان رفت و پس از آن، دوران راهنمایی را با نمرات عالی سپری کرد. سال اول یا دوم دبیرستان بود که انقلاب عظیمی در وجودش شکل گرفت. با این که به سنی نرسیده بود که به جبهه برود، با دست‌کاری شناسنامه‌ و بدون اطلاع پدر و مادر به یکی از پایگاه‌های شمیران رفت و برای اعزام به جبهه نام‌نویسی کرد. وقتی پدر و مادرش باخبر شدند بلافاصله به محل ثبت‌نام رفتند. سیفعلی را در صف رزمندگان دیدند و مانع رفتنش به جبهه شدند. این کار پدر و مادر باعث شد که سیفعلی چند روزی اعتصاب غذا کند. چند ماهی بعد از این ماجرا با آقای رحمانی یکی از واعظین مسجد محل صحبت کرد و در مدرسه علمیه قائم(عج) چیذر ثبت‌نام کرد و حجره‌ای گرفت.
...........................................................................................................................................................................................................................
دو سال در حوزه علمیه چیذر مشغول تحصیل بود و همزمان دروس دبیرستان را هم می‌خواند. بعد از مدتی به یزد رفت و در حوزه علمیه امام خمینی ثبت‌نام کرد. نزدیک به یک سال هم در آن‌جا مشغول تحصیل بود. در سال 67 به جبهه رفت و در غرب کردستان به شهادت رسید. 
متاسفانه از خاطرات جبهه و نحوه شهادت ایشان اطلاعاتی در دست نیست.
 
وصیت‌نامه 
هرگز مپندارید آنان که در راه خدا شهید شده‌اند چون مردگانند بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند.
ای مومنین! شما را سفارش می‌کنم به تقوا و به جا آوردن اعمال واجب و مستحب خصوصا نمازهای یومیه و شرکت در نماز جمعه و تاکید دارم به وحدت و اتحاد و هم‌چنین برائت از مشرکین و دشمنان اسلام و حمایت از رهبر عظیم‌الشان این انقلاب. ای مردم! من فریاد می‌زنم با صدای بلند و رسا و از شما می‌خواهم که این مرد را بشناسید. مطمئنا هر کس او را بشناسد، قدر او را خواهد دانست و من فکر می‌کنم عده‌ای از دشمنان دین او را بهتر از ما می‌شناسند. به همین دلیل است که آن‌ها سعی دارند به هر طریقی او را از ما بگیرند و یا آن که او را در نظر ما کوچک و بی‌اهمیت نشان دهند و من می‌گویم که هر کس علیه این مرد کاری کند و یا با او همراه نباشد منحرف است و نمی‌فهمد.
ای مردم! او را حمایت کنید. حمایت از او به منزله حمایت از اهل دین است. 
ای مسلمین! او را تنها نگذارید که این کار همانند تنها گذاشتن امام حسین(ع) زمان است. 
ای مومنین! به خود آیید. برای حسین(ع) سینه زده‌اید و آرزو کرده‌اید که ای کاش ما در زمان چنین شخصی [بودیم] تا دروغ‌گویان از راست‌گویان جدا می‌شدند و باز می‌گویم اگر حامی این دنیا باشید، پشیمان خواهید شد و پشیمانیِ بعد سودی ندارد. 
ای مسلمین! هم‌اکنون حسین(ع) زمان آمده و بر تمام عالم دعوت‌نامه فرستاده و یزیدیان زمان در مقابل او صف‌آرایی کرده‌اند. حال هر کس می‌تواند راه خود را انتخاب نماید. هر کس که حمایت خود را از او بردارد پشیمان خواهد شد و باز عاجزانه از شما می‌خواهم که او را حمایت کنید و او را تنها نگذارید.
 ای مردم! خداوند متعال می‌خواهد شما را مورد آزمایش قرار دهد. می‌خواهد ببیند که هم‌اکنون نیز مانند اوایل انقلاب شور انقلابی دارید یا این که با گران شدن اجناس و با مشاهده بعضی از مسائل و مشکلات، زود زبان به اعتراض می‌گشایید و خدای ناکرده همان چیزهایی را می‌گویید که دشمنان می‌گویند و می‌خواهند. خلاصه این که باید آگاه بود و فریب دشمنان را نخورد.
ای برادران بسیجی! من از شما می‌خواهم که آگاه باشید و سعی کنید تا آگاهی‌های نظامی و فرهنگی خود را بالا ببرید. 
برادران! شما باید نمونه باشید چه از نظر تقوا، چه از نظر نظامی و... و از مسئولین بسیج و باقی برادران تقاضا دارم تا در نگه‌داری و حفظ و معنویت بخشیدن به بسیج بکوشند و تقاضامندم که هرطور شده کلاس‌هایی برای کودکان و نوجوانان تشکیل دهند تا آنان از همان سنین کودکی با دین و قرآن آشنا شوند. از مسئولین صندوق قرض‌الحسنه نیز می‌خواهم تا به کار خود با تمام جدیت ادامه دهند چون کار شما واقعا کاری خداپسندانه است البته اگر در آن خدا را در نظر بگیرید. 
پدر و مادر عزیزم! نمی‌دانم از کدام زحمت‌های شما قدردانی کنم. من درک کرده‌ام که شما چه رنج‌ها کشیده‌اید و با چه زحماتی مرا بزرگ کرده‌اید. من تمام این‌ها را می‌دانم و باید بگویم که شما را واقعا دوست دارم و حاضرم جانم را بدهم تا یک مو از سر شما کم نشود ولی با وجود این چه کنم که چاره‌ای ندارم جز اطاعت از رهبر و فرامین اسلامی. حلالم کنید و ببخشید. در مرگ من غصه نخورید و در مقابل دشمنان هرگز اشک نریزید. شما فکر کنید که در زمان امام حسین(ع) هستید و فرزند خود را به همراه امام حسین(ع) به میدان فرستاده‌اید. 
از برادر و خواهرانم می‌خواهم که در کارهای انقلابی شرکت نمایند تا ان‌شاءالله جای خالی مرا پر نمایند.
به امید ظهور آقا امام زمان(عج) و سلامتی امام و پیروزی رزمندگان اسلام.
هر که دارد هوس کرب و بلا بسم‌الله 
هر که دارد سرِ همراهی ما بسم‌الله
سیفعلی بهروزی- 10/2/67
 
نویسنده: سلیمه فیضی پور

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد