ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *

بريرهاي زمانه (شهید سیدعباس اصطهباناتی)

 

عاشق تو

برَيربن‌خُضَير هَمداني مشرقي، در روزگار امامت امام علي عليه‌السلام از اصحاب نزديك آن حضرت و از بزرگان كوفه به‌ شمار مى‌رفت. وى سرآمد قاريان روزگار خويش بود و در مسجد جامع كوفه به تدريس و تعليم قرآن اشتغال داشت.

برير از ياران مخلص و برجسته امام حسين(ع) در جريان واقعه خونين كربلا بود. او از كوفه راهي مكه شد و در آن‌جا به كاروان امام(ع) پیوست. او پيشاهنگ سواره نظام سپاه بود كه گاه به صورت پيك و گاه به نمايندگى از امام(ع) با فرماندهان و سپاهيان دشمن به گفت‌وگو مى‌پرداخت.مجادلة كلامي او قبل از جنگ با دشمن، نشان از شجاعتش در دفاع از خاندان پيامبر(ص) دارد. جملات او در وفاداري به حضرت سيدالشهدا(ع) معروف است. در زيارت رجبيه امام حسين(ع) به همراه شهيدان ديگر به او سلام‌ مي‌دهيم.

شهداي روحاني در ادامه راه اين شهيد، در دفاعي مقدس تبديل به بريرهاي زمانه شدند. برير اين شماره؛ سیدعباس اصطهباناتی

نام شهید: سیدعباس اصطهباناتی

نام پدر: سیدمحمد

محل تولد:نجف

تاریخ تولد: 10/1/1339

وضعیت تاهل: مجرد                                                         

شغل: روحانی                                          

تاریخ شهادت: 20/2/61

محل شهادت: شلمچه

 

زندگی‌نامه

سیدعباس اصطهباناتی در دهم فروردین 1339 در نجف‌اشرف پا به عرصه گیتی نهاد. تحصیلات ابتدایی را تا کلاس پنجم در عراق تمام کرد. سال 1350 با اخراج ایرانی‌ها از عراق به همراه خانواده‌اش به ایران بازگشت. تحصیلات خود را در تهران ادامه داد و به هنرستان رفت. همگام با تحصیل در برنامه‌های انقلاب شرکت می‌کرد. با شروع جنگ در سال 59 با سعی و اصرار خودش وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. پس از گذشت چند ماه برای آموزش به پادگان امام حسین(ع) رفت. بعد از اتمام دوره آموزشی، وارد پادگان ولی‌عصر(عج) گردان عصر شد. اردیبهشت سال 60 به منطقه سرپل‌ذهاب اعزام شد و به مدت دو ماه آن‌جا بود. بعد از آن به تهران بازگشت و علاوه بر پادگان ولی‌عصر(عج) در محل‌های مختلفی مانند فرودگاه و نخست‌وزیری خدمت کرد. در گیرودار دستگیری منافقین و کشف خانه‌های تیمی تا اسفند سال60 فعالانه حضور داشت. در این زمان عازم منطقه رقابیه شد تا برای عملیات فتح‌المبین آماده شود.

سیدعباس در آخرین اعزامش به جبهه‌های جنوب در سال 61 مستقیما وارد خط اول جبهه شد و در مرحله سوم عملیات بیت‌المقدس شرکت کرد. او موقع حرکت به سوی خاکریزهای دشمن به همراه همرزمانش در محور شلمچه و در ساعت دو و نیم بامداد روز 20/2/61 با رگبار گلوله به لقاءالله پیوست.

وصیت‌نامه

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلو فی سَبیلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ فَرِحینَ بِما اتیهُمُ اللهُ بِکَ.

شهید نظر به وجه‌الله می‌کند.

خدایا! از تو خواهان پیروزی اسلام و انقلاب [هستم] و هم‌چنین طول عمر این رهبر عزیز انقلاب را تا انقلاب مهدی عزیز(عج) خواهانم و امیدوارم که امت اسلام زیر سایه این رهبر کبیر و پاک، این نهضت را به سرانجام مقصود برسانند.

خدایا! تو خود شاهدی که من عشق به تو و اسلام و قرآن و امام و انقلاب می‌ورزم و آرزوی پیروزی اسلام تو را دارم و برای همین جهت است که با روحیه‌ای آکنده از عشق به تو و اسلام عزیز به مبارزه با کفار برخاستم و در این دیدم که درس را رها کرده و در ارگانی الهی مشغول خدمت به تو و اسلام شوم و اگر نتوانستم آن‌طور که باید و شاید خود را در خدمت این انقلاب اسلامی قرار بدهم، خدایا! تو خود مرا ببخش که گنه‌کارم.

سخنی با پاسداران انقلاب

برادران عزیزی که در هر ارگانی، به هر صورتی خدمت به اسلام می‌کنید! امیدوارم که در این عزم که خود اختیار کرده‌اید جزم‌تان بیش‌تر شود و به یاری خدا آن‌چنان که مایه خشنودی خدا و امام زمان و اسلام است خدمت کنید و بدانید این انقلاب عزیز است و با خون‌های صد هزار شهید پاک به دست آمده است. درصدد حفظ بیش‌تر آن برآیید که آینده اسلام چشم امیدش به این انقلاب اسلامی است که اگر قصور کردید، نه تنها به امام زمان و خدا و امام امت و ملت مسلمان مستضعف خیانت کردید بلکه به آینده جهان اسلام نیز خیانت خواهید کرد که امیدوارم من این فکر را در شما نیابم که درصدد کم‌کاری باشید. ان‌شاءالله که هر روز استوارتر از روز قبل به این اسلام خدمت و کمک و یاری کنید که اجرتان بس عظیم و پیش خدای‌تان خشنود و خدا از ما راضی خواهد بود.

سخنی با مادران شهدا

گریه کردن بر فرزند حرام است ولی گریه کردن فرزند بر پدر و مادر ثواب است. این را بدانید که درست است جوان‌های‌تان، این گل‌های تازه از غنچه باز شده پرپر می‌شوند ولی باید در نظر داشت که این جوان‌ها برای چه کسی و چه هدفی و [حل] چه مشکلی این‌گونه سرسختانه مقاومت می‌کنند. مسلما برای خدا و قرآن و احیای سنت‌های الهی و پیامبر است و لازم است که این فرزندان اسلام این‌گونه علی‌اصغروار شهید شوند تا اسلام زنده بماند. برای این که اسلام و این انقلاب زنده بماند احتیاج به خون‌های پاک این‌گونه برادران رزمنده مسلمان دارد تا جهان از گمراهی و غفلت و ظلم و ستم رهایی یابد. خوشا به حال این مادرانی که فرزندان خود را قاسم‌وار به میدان نبرد حق علیه باطل می‌فرستند و این‌گونه مقاومتِ زینب‌وار می‌کنند و پیام خون جوانان و شهیدان را به گوش تمام جهانیان می‌رسانند. من از خدا می‌خواهم که مادر من هم همانند مادران شهید صدر اسلام باشد و خداوند این توفیق را به او بدهد. ان‌شاءالله.

چند تذکر داشتم که خدمت برادران عزیز می‌کنم.

از برادران هم‌گروهانی و هم‌گردانی خود تقاضای عاجزانه‌ای دارم که هر بدی از ما دیده‌اند ما را ببخشند و حلال کنند که امیدوارم خداوند آن‌ها را بیامرزد و بعد بمیراند.

حرفی هم با خانواده، که در درجه اول مادرم که خیلی من مدیون او هستم یعنی هستی من اول از خدا و بعد تعلیمات دینی و اخلاقی را از مادرم دارم. خدا کند او شفا یابد و صبری عاجل نصیب این فرشته نماید.

[حرفی با] خواهرانم دارم که امیدوارم از من راضی و خشنود باشند.

و برادرانم که ان‌شاءالله به توفیق الله در راه روح‌الله گام بردارند و برای اسلام خدمت کنند.

و پدر هم که جای خود دارد.

به امید پیروزی حق بر باطل و اسلام بر کفر.

والسلام

نویسنده: سليمه فيضي‌پور

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد